محمد عارف اسپناقچى پاشازاده
56
انقلاب الاسلام بين الخواص و العوام ( فارسي )
غازيان عظام به رعيّت قديمى خود مىرسيده ، به موجب رسم قديم و ديدن مستقيم گرفته به وطن اصل خويشتن مىآوردهاند . و چون اشارت شريف در رسيد ، حكم فرموديم كه هر فردى از اين طبقه در وقتى كه داعيهء زيارت اولياء احد [ اولياء الله ] - عليهم الرّحمه - نمايند ، بر سبيل باز آمدن هيچ احدى مانع و دافع نگردند تا طريقهء محبّت چنانچه دلخواه طرفين و مقصود جانبين است معمور و دائر گردد و رشتهء محبّت لا ينقطع غير منقطع شود . و چون آثار يك جهتى و اخلاص و همگنان از نواحى ارباب اختصاص و محبان چون صبح صادق روشن و مثال نصّ قاطع مبرهن است ، به زوايد اطناب نرفت . همواره ايّام سلطنت و كامرانى قرين توفيق يزدانى باد برب العباد . « 1 » انتهى . * * * در سال نهصد و سيزده براى شاه اسماعيل خبر آوردند كه سلطان مراد بايندرى كه التجا به سلطان روم كرده ، عسكر خواسته بود كه ممالك مستوليهء خود را استرداد نمايد . چون سلطان اعتنا نكرده ، التجا به علاء الدوله ذوالقدر نموده ، پناه يافته و داماد وى شده است . حالا لشكرى جمع نموده ، اقدام به استرداد ممالك را دارد . شاه اسماعيل كه اين خبر را شنيد ، جمع لشكر كرده ، متوجه مملكت ذوالقدر گرديد و بدون اجازهء رسمى ، حدود دولت عثمانى را تخطّى نموده ، ناگاه داخل جلگهء قيصريّه شد . اهالى كه بغتة و بىمقدمه ورود لشكر شاه اسماعيل را ديدند ، زراعت و خانه و زندگانى را گذاشته ، پريشان شدند . هرچند شاه اسماعيل استمالت نمود ، اهالى اعتماد نكردند . از اين جهت خسارت كلى به ديوان و اهالى عثمانى وارد آمد . هنوز از حوالى قيصريه حركت ننموده بود كه جواب نامهاى كه در باب زوّار به سلطان نوشته بود ، آوردند . از ورود جواب بسيار خرسند شده ، جوابى كه متضمن عذر خواهى از تخطّى حدود و اظهار يگانگى بود ، نگاشته ، به تعجيل به اسلامبول فرستاد كه سلطان را از خود نرنجاند و خود او نيز متوجه مملكت ذوالقدر شد . نگارنده صورت همان نامه و جوابش را از منشآت فريدون بيگ اينك استنساخ مىنمايد . صورت نامهء شاه اسماعيل حضرت سلطنت منقبت ، خلافت مرتبت ، خورشيد منزلت ، سپهر رتبت ، جمشيد حشمت ، سكندر شوكت ، معدلت و نصفت پناه ، جلالت و عدالت دستگاه ، متبوع قياصرة الآفاق ، مالك رقاب السلطنة بالارث و الاستحقاق ، منكّس رؤس الكفرة و الأصنام ، مؤيّد جنود الاسلام ، صاحب الجوار المنشآت فى البحر كالاعلام ، اقدم الملوك و السّلاطين ، اعظم ولاة الخواقين ، رافع رايات الحق بالرأس المتين ، ناصب اعلام الفتح المبين ، جالس مسند عزّ و تمكين ،
--> ( 1 ) . منشآت فريدون بيك ، ج 1 ، صص 346 - 346 ؛ نوايى ، شاه اسماعيل ، صص 56 - 57